محسن میرزاعلی و احمدرضا آذربایجانی تاکنون چندین کار پژوهشی با یکدیگر انجام دادهاند که سه اثر آن منتشر شده است از جمله کتاب «صد و سیزده مجلس از نقالیهای مرشد ولیالله ترابی» از شاهنامه و کتاب «طومار پیراهن معظم». همین بهانهای شد تا روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی با هنرمند نویسنده و پژوهشگر در میدان، مرشد محسن میرزاعلی و همکار نویسنده و پژوهشگر او احمدرضا آذربایجانی گفتوگویی داشته باشید.
خبرنگار: چرا تعدادی از سلبریتیها اعم از هنرمندان یا افراد سرشناس و پر طرفدار در موضوع تجاوز آمریکا و اسراییل سکوت کردهاند؟ بخش مهمی از آنان حتی قتل عام کودکان مدرسه میناب در زمانی که در کلاس درس بوده اند را نیز محکوم هم نکرده اند؟!
مرشد میرزاعلی: من فکر میکنم این موضوع یک وجه ندارد، به عبارتی چند سویه است. من چون خودم هنرور هستم و با بخشی از دغدغههای آنها آشنا هستم شاید بتوانم به بعضی اشاره کنم. قبل از آنکه مهمترین وجوه را بگویم باید اشاره کنم که تقریبا اکثر آنها در معرض اطلاعاتی هستند که اسباب تحلیلهای بعدی آنها میشود...
خبرنگار: آن تحلیلها درست هستند؟!
مرشد میرزاعلی: به نظرم تحلیل آنها را اگر خوب بفهمیم شاید کمی بتوانیم به هم نزدیکتر شویم تا شاید اثرگذاری صورت بگیرد. ببینید راندن هنرمندان ساکت به طرف دشمن، عاقلانه نیست.
احمدرضا آذربایجانی: به نظر من صحبت مرشد میرزاعلی کاملا درست است چون ما باید از طریق گفتوگو با کسانی که بعضا خود را نماینده مردم میدانند-مصلحت- را در این شرایط خاص شناسایی کنیم و به آن تن بدهیم. منظور از «مصلحت» یعنی کشف، اتصال، الحاق و پذیرش امر درست؛ امری که در آن صلح و آشتی است. اصولا آشتی وقتی رخ میدهد که هر چیزی سر جایش باشد. این آشتی از روی انفعال و ترس و وادادگی نیست بلکه جریان یک فعالیت آگاهانه و از روی انتخاب است و مهمتر از همه خداوند هم از آن راضی است.
مرشد میرزاعلی: سکوت افراد سلبریتی پس از تأثیر منابع شناختی آنها منجر به چند ترس میشود مهمترین ترس آنها، آن است که آنها بین دوگانهای قرار دارند به نام «مردم ـ حاکمیت» و آنها شاید قرارداد و معروفیت خود را به نمایندگان حاکمیت به نحوی مدیون باشند ولی آنها خود را محبوب مردم می دانند..
خبرنگار: مگر مردم و حاکمیت از هم جدا هستند؟
مرشد میرزاعلی: جدا نیستند. رسانههای بیرونی قوی عمل کردهاند و نقاط ضعف ما را شناختهاند و در بعضی از جاها فشارها و سختیهای مردم را که خود دشمنان ما مسبب اصلی آن هستند را وارونه جلوه دادهاند و گاه وزن آنرا تغییر دادهاند مثلا دولت برای تامین مایحتاج باید ارز داشته باشد پس باید نفت بفروشد، خب فروش نفت ما را تحریم میکنند، دولت ما با دشواری نفت را میفروشد ولی ما تحریم بانکی هم هستیم، پس ورود پول برای تهیه نیازهای اصلی هم مزید علت میشود. خب این قسمت را رسانههای ما باید به اطلاع مردم برسانند اما از آن طرف این ارز در بعضی جهات دست کسانی رفته که آنرا از کشور خارج و سر سفره مردم نیاوردهاند، بالطبع گرانی ایجاد شده و مردم به زحمت افتادهاند. دلالها و سوداگرها کم زحمت ایجاد نکردهاند. این جاست که رسانههای دشمن با دقت و موشکافی تمام تقصیر این بحرانها را گردن حاکمیتی میاندازد که از قضا تلاش خود را هم کرده است.
احمدرضا آذربایجانی: سلبریتیها در این حالت دچار یک اشتباه شناختی و کژتابی شدهاند، به این معنی که تصور میکنند از مردم در مقابل حاکمیت حمایت میکنند در حالی که حاکمیت علیرغم تحریمها و فشارهای جهان بر خود، از هیچ حمایتی فروگذار نکرده است.
خبرنگار: این اشتباه شناختی و کژتابی دقیقا در چه نقطه ای صورت گرفته؟
احمدرضا آذربایجانی: اینکه لااقل در جنگی که به صورت واضح و عیان رخ داده حاکمیت و مردم هر دو نشانه رفتهاند. من و مرشد شاهنامهپژوه هستیم و در آن تعمق میکنیم و از آن، درسها میگیریم یکی از آنها در تراژدی غمانگیز رستم و سهراب است. سهراب نماینده آن بخش از مردمی است که تحت تأثیر منابع شناختی بیگانه است و رستم پدرش نماینده آن بخش از مردمی است که در وسط جامعه ایران بزرگ شده با ساختارهای سنتی حاکمیت و مردمان زمان خود آشنا است و دشمنشناستر و پختهتر از سهراب است. در واقع رویارویی دو نسل ایران در داستان رستم و سهراب رقم میخورد و آنچه از دست میرود و فرصتی برای دشمن قدیمی و قسم خورده ایران میشود.
خبرنگار: مرشد گفتید چند جنبه برای سکوت سلبریتیها وجود دارد.
مرشد میرزاعلی: یکی دیگر از این نگرانیها ترس از دست دادن روزی است. به این معنا که فکر میکنند مردم دیگر آنها را نپذیرند و مثلاً در کنسرت آنها حضور پیدا نکنند.
خبرنگار: خود شما مرشد این ترس را ندارید؟
مرشد میرزاعلی: چرا من توانستم این مشکل را شناسایی کنم؟ چون خودم هم به این درد دچار هستم. کاری نداریم به افسانههایی که میبافند ولی صادقانه بگویم گاه در رسانه ملی هم رایگان برنامه داشتهام در حالی است که من هم همسر و فرزند و زندگی و هزینه مسکن و چه و چه را دارم، درست مثل اکثر هنرمندان. گاه هزینهای که دریافت میکنم برای پژوهش یا حتی مشاورههای من با اهل فن را پوشش نمیدهد و اگر فروش کتاب یا آموزش نبود من هم سختی بیشتری را تجربه میکردم اما چون من ارادت قلبی به اهلبیت به ویژه اباعبدالله دارم میدانم که نباید از ترس از دست دادن روزی قضاوت کنم و خدای ناکرده نمیگویم من از دیگر هنرمندان ساکت، مومنتر هستم ولی آن قدر میدانم که ایمان من به خدا و رهروی اهلبیت میگوید حق را بگو ولو به زیان تو باشد و حتی اگر بخواهند روزی تو را قطع کنند چون روزیرسان خداست. از طرفی شاید مردم توسط رسانهها و اخبار بخواهند خودزنی بکنند ولی من باید در هر حالت و با زیبایی حق و واقعیت را بیان کنم.
خبرنگار: آقای آذربایجانی به نظر شما نقش رسانهها که روی آن تاکید دارید چیست؟
احمدرضا آذربایجانی: ببینید رسانههای ما اگر درست عمل نکنند مخاطبان را فوج فوج میفرستند به طرف رسانههای دیگر.
آن رسانهها هم کار خودشان را بلد هستند مثلا، رسانهای مثل بی بی سی که روی مخاطب خاص کار میکند، اکثرا کارشناسان مخالف هم دعوت میکند. شما با دیدن این برنامه به بی بی سی علاقهمند میشوید و با مشتری شدن آن، آنها به نرمی از طریق دیگر برنامهها و اخبار تکرار شونده مداوم نظر شما را تا حد بسیار معناداری به خودشان نزدیک میکنند. جالب آنجاست که رسانههای ارزشی ما هم بخاطر آنکه بگویند رسانه مخالف هم حرف ما را میزند آنرا در کانالهای خود تبلیغ و معرفی میکنند که اگر زیرکانه باید اشکال ندارد.
بدون شک اگر جنبههای رسانهای در جنگ مورد مطالعه قرار نگیرند امروزه کسی سراغ جنگ نمیرود.
آنچه در هجده و نوزده دی اتفاق افتاد ناشی از اعتراض مردمی بود که توسط دشمنان ما شناخته شد و آنرا از طریق رسانه و حتی حربههای جنگی و شناختی دیگر میخواستند مدیریت کنند و خون فرزندان و هموطنان ما را ریختند. یک زمانی همین آقای مورداک برای آن که قدرت خودش را به رییس جمهور وقت آمریکا ثابت کند به او گفته بود اگر من در خبرگزاریهای خودم اعلام کنم که تو مردهای تو با داشتن رسانههای محدود خودت یک هفته طول میکشد تا ثابت کنی که زنده هستی.
رسانههای دشمن ابتدا شرایط سخت را برای ما سختتر جلوه میدهند و اگر بیعدالتی هست به جای دادن راه حل، برای برونرفت ما را از اجرای عدالت ناامید میکنند، در این شرایط است که کلید جدایی مردم را از حاکمیت میزنند و خطر از همین جا شروع میشود.
خبرنگار: رسانههای دشمن از طریق پروپاگاندا دست به چنین فعالیتی میزنند اما هنرمندان یا سلبریتیها مگر نباید قدرت تحلیل داشته باشند و فریب پروپاگانداها را نخورند؟
مرشد میرزاعلی: هنرمندان ما انسان هستند، آنها به نحوی از فشارهای وارده ناشی از اقتصاد یا مشاهده بعضی از بیعدالتیها باخبر هستند یا مثل خود من در معرض هستند. دشمن ما هم که لزوما دروغ نمیگوید بلکه یک ذرهبین روی مشکلات میگذارد و ما هم که درگیر آن مشکل هستیم دچار عصبانیت شده و در قضاوت دچار مشکل میشویم. ای کاش مرکز مهم حمایت یا هدایت هنرمندان و هنروران با ایجاد امکانات تحصیلی یا در اختیار قرار دادن اساتید روش تحقیق کاری کنند که هنرمند بتواند تحلیلهای درستتری داشته باشد.
خبرنگار: شما تجربهای داشتهاید؟
مرشد میرزاعلی: من در مورد کارهایم چه قبل و چه بعد از آن غیر از مطالعه با دکتر آذربایجانی گفتوگو میکنم گاهی برای یک نگرانی ناشی از برخورد بد یک کارگزار در موسسه و سازمان فرهنگی وقتی خواستهام به کل آن سازمان بدبین شوم با او گفتوگو کرده و با همدیگر آنرا تحلیل و نقد کردهایم و نظر من تغییر کرده. شما شک نکنید ما هنرمندان زیادی داریم که سکوت آنها دال بر جانبداری از این یا آن نیست بلکه نیاز به کسانی دارند تا به آنها کمک کنند خودشان واقعیت را کشف کنند. یادم هست در همان حوادث دی ماه که بعضی به من گفتند تو چرا پای مردم نیستی و فیلمهایی را برای من ارسال کردند. اما واقعیت آن است که وقتی با اهل تحقیق مشورت کردم مرا سوق به تعمق و دقت بیشتر دادند، من حتی شخصا به بهشت زهرا مراجعه کردم با بعضی از دوستان خودم در کادر درمان صحبت کردم، در فیلمها و عکسها با کمک دوستان خبره تدوینگر مشورت کردم و متوجه شدم که این موضوعات با غلو و حتی دروغ هم همراه است از طرفی متوجه بودم که این جریانسازی عمدی و تکرار مداوم که روح و روان بیننده را به هم میریزد برای فروپاشی نظامی است که به آینده فرزندان من بیشتر میاندیشد تا ایجادکننده آن یعنی توانستم زیر بار حاکمیت آن پروپاگاندا نروند به قول دکتر آذربایجانی نقادی کردم.
خبرنگار: دکتر آذربایجانی! الآن چگونه میتوانیم هنرمندان ساکت را به میدان آوریم؟
احمدرضا آذربایجانی: افرادی میتوانند با سوالات هوشمند و کل نگر و مسأله محور به زبان ساده و با طرح پرسشهای پژوهشگرانه آنها را سوق به مصلحت دهند و مخاطب را به تفکر وادارند و البته باید حرف و نظر آنها را نیز شنید. ما نباید همدیگر را از دست بدهیم، دشمن همین را میخواهد، باید چارهای برای ناامیدی آن هنرمندان یا افراد مشهور اندیشید.
خبرنگار: چه چارهای؟
احمدرضا آذربایجانی: اگر آنها در معرض اطلاعات دقیق قرار بگیرند یا این امید را پیدا کنند که وقتی دشمن بیرونی مهار شد این امید هست که در درون مشکلات را با همدیگر حل کنیم اوضاع بهتر میشود، برخی مسائل رفع میشود.
مرشد میرزاعلی: من فکر میکنم رسانه ملی ما هم میتواند شرایط رشد نقادی را با دعوت کارشناسان و حتی همان سلبریتیها بیپرده فراهم کند. آنها هم ایرانی هستند و دل شان برای مملکت میسوزد.
خبرنگار: مرشد میرزاعلی و دکتر احمدرضا آذربایجانی سخنی با سلبریتیهای ساکت دارید؟
مرشد میرزاعلی: رفقای قدیمی که دلتان برای مردم و این کشور هویتمند میسوزد، دمی هم به میان مردم بیایید. میتوانید یک ماسک بزنید تا کسی شما را نشناسد و با مردم حرف بزنید. ببینید تصویری که دیگران به شما دادهاند و آنچه مشاهده میکنید با همدیگر چقدر منطبق است.
احمدرضا آذربایجانی: من هم از آن دوستان چند سوال دارم که محققانه و واقعبینانه در درون خودشان پاسخ بدهند:
- چقدر به اطلاعاتی که دارید اطمینان دارید؟ آیا تحلیلهای شما با تجربیات تاریخی مشابه سازگاری دارد؟
- آیا واقعا میشود به حمایت دشمنی که در طول تاریخ به ما یا دیگران رحم نکرده، اعتماد کرد؟
- آیا «ایجاد یک نظام» راحتتر است یا «تصحیح یک نظام»؟ کدام راه کوتاهتر است؟ آیا موانع کدام بیشتر است؟(ایجاد یا تصحیح)
-چه کسانی مسئولیت و مدیریت نظام مورد نظر شما را بر عهده دارند؟ چقدر آنها صلاحیت دارند؟ سوابق آنها چیست؟ از کجا فهمیدهاید آنها توانایی مدیریت کشوری با سلایق مختلف آن هم با نود میلیون جمعیت را دارند؟
- آیا تاکنون از آنها چند سخنرانی پیوسته که در چند زمان متفاوت باشد را بدون سوگیریهای رسانهای که آنرا تقطیع یا گزارش میکنند شنیده یا خواندهاید و به ارتباط منطقی آنها تعمق و تمرکز کردهاید؟ چند نفر انسان صالح عمیق و مجرب آن افراد را تأیید کردهاند؟
- اگر دشمنان بیرونی کشور ما را تبدیل به زمینی برای درگیری و جنگ داخلی کنند شما برای اینکه در گذشته جلو این کار را نگرفتهاید چه احساسی خواهید داشت؟
- آیا شما صدای مردم هستید؟ کدام مردم؟ با خود مردم هم صحبت کردهاید؟ یا صدای مردم را لزوما از رسانههای خارجی دریافت میکنید؟
- بهترین راه برون رفت از مشکلات را چه می دانید؟ چگونه فهمیدید؟
نظر شما